انشا های صفحه 55 کتاب مهارت های نوشتاری نهم

درس کده

انشا های صفحه 55 کتاب مهارت های نوشتاری نهم

انشا های طنز و غیر طنز صفحه 55 مهارت های نوشتاری نهم

در این مطلب همه انشا های طنز و غیر طنز صفحه ۵۵ کتاب مهارت های نوشتاری کلاس نهم را برای شما آماده کرده ایم

صفحه: ۵۵

کتاب:مهارت های نوشتاری نهم

از میان موضوع های زیر یکی را برگزینید یکبار با فضای  غیر طنز و یک بار با فضای طنز در باره ی آن بنویسید

۱- تلفن همراه ۲- ربات پیشخدمت ۳-انشا درد دل یک موش آزمایشگاهی ۴-ماهی در حوض قالی ۵-سایه آدم ۴-انتقال خون ۵-کمک به همسایه ها ۶-ایستادن توی صف

برای اولین بار در سایت های فارسی برای شما انشا های صفحه ۵۵ کتاب مهارت های نوشتاری را جمع آوری و به صورت رایگان منتشر کرده ایم برای مشاهده هر یک از انشا ها روی لینک ان کلیک کنید:

 

۱-انشا طنز و غیر طنز تلفن همراه

۲-انشا طنز و غیر طنز ربات پیشخدمت

۳-انشا طنز و غیر طنز درد دل یک موش آزمایشگاهی

۴-انشا طنز و غیر طنز ماهی در حوض قالی

۵-انشا طنز و غیر طنز سایه آدم

۴-انشا طنز و غیر طنز انتقال خون

۵-انشا طنز و غیر طنز کمک به همسایه ها

۶-انشا طنز و غیر طنز ایستادن توی صف

 

امیدواریم از انشا های صفحه ۵۵ مهارت های نوشتاری نهم لذت ببرید و با ارسال نظرات خود ما را یاری نمایید

همچنین اگر انشایی نوشته اید میتوانید از قسمت ارسال مطلب برای ما ارسال کنید تا به نام شما در سایت منتشر کنیم

 

انشا طنز و غیر طنز درد دل یک موش آزمایشگاهی

انشا طنز و غیر طنز درد دل یک موش آزمایشگاهی صفحه ۵۵ کتاب مهارت های نوشتاری نهم

نام انشا: درد دل یک موش آزمایشگاهی

درس:  صفحه ۵۵ کتاب مهارت های نوشتاری نهم

 

موضوع دردل یک موش آزمایشگاهی (غیر طنز):

یک روز که در آزمایشگاه نشسته بودم  دوست قدیمی ام امیر علی که آزمایشگاه دارد به ذهنم افتاد و دلم می خواست به دیدار او بروم و سری به آزمایشگاهش بزنم.به همین دلیل به آن طرف «آزمایشگاه» رفتم. از دیدن هم دیگر لبخند بر روی لب های هردوتایمان نشست.
گفت:ای دوستای عزیزم  کجا بودی خیلی برایت دل تنگ هستم؟
گفتم:شرمنده ای عزیز جون من درگیر کار و گرفتار بودم. در حین صحبت چشمم به موشی که در داخل قفس شیشه ای بود افتاد غمگین در کنجی خلوت کرده بود به دیدار او رفتم تا دلیلش را جویا شوم

گفتم:ای موش تو را چه شده؟

گفت:تا حالا در قفسی تنها مانده ای؟ محبسی کوچک و شیشه ای حکمی داده اند به امسال من که در آن محکمه خودم نیز حضور نداشته ام. چه بخواهیم و نخواهیم از حکم محکمه ابد خورده به پیشانی های ماها. از شگرف های دنیا بی خبر مانده ایم تنهای تنها در قفس. حال بگو ای رفیق آشنا این دلی که ما داریم دل نیست؟ دل شکستن در نظرها عیب نیست؟

روبه دوستم کردم و گفتم:امیرعلی؟این بیچاره به تو چه کرده؟ چرا در قفس زندانی کرده ای؟ او رو به من کرد و گفت:اگر او نباشد من چه طور کار هایم را انجام دهم؟

گفتم:خوب او چکار کند؟ باید جرم کار تورا بکشد؟ گفت: باشه به خاطر تو آزاد می کنم دیگر آزمایشی در مورد موش
ندارم وقتی که روبه موش کردم در چشم هایش نور امیدی را دیدم که می درخشید.

——————————–

انشا شماره ۲ درد دل یک موش آزمایشگاهی:

سلام  من یه موش آزمایشگاهی سفید هستم

تعدادی از ما رو به استخر آبی انداختند و زمان گرفتن تا ببینن چند ساعت دوام میاریم حداکثر زمانی رو که تونستیم دوام بیاریم ۱۷ دقیقه بود.

سری دوم موشها رو با توجه به اینکه حداکثر ۱۷ دقیقه می تونن زنده بمونن به همون استخر انداختن اما این بار قبل از ۱۷ دقیقه نجاتشون دادن.

بعد از اینکه زمانی رو نفس تازه کردن دوباره اونها رو به استخر انداختن.حدس بزنید چقدر دوام آوردن؟

۲۶ ساعت !!!!!!!!!!!!

بعد از بررسی به این نتیجه رسیدن که علت زنده بودن موش ها این بوده که اونها امیدوار بودن تا دستی باز هم اونها رو نجات بده

ما موش های آزمایشگاهی خیلی باهوش هستیم…..

——————————————————————————————————————

کلیک کنید====> همه انشا های طنز و غیر طنز صفحه ۵۵ کتاب مهارت های نوشتاری نهم

——————————————————————————————————————

 









  

لطفا برای ورود به سایت این باکس را ببندید